جملات دکتر علی شریعتی

من چیستم؟

 

لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب

 

که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان

 

در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

 

چه امید بندم در این زندگانی

 

که در نا امیدی سر آمد جوانی

 

سرآمد جوانی و ما را نیامد

 

پیام وفایی از این

 

———————————-

 

عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیردزندگانی

 

———————————-

 

آیا در این دنیا کسی هست بفهمد

 

که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟

 

چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب

 

———————————-

 

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود

 

هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم

 

و هنگامی تشنه آتش شدم،

 

که در برابرم دریا بود و دربا و دریا …!

 

———————————-

 

از دیده به جاش اشک خون می آید

 

دل خون شده ، از دیده برون می آید

 

دل خون شد از این غصه که از قصه عشق

 

می دید که آهنگ جنون می آید

 

———————————-

 

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.

 

———————————-

 

چو کس با زبان دلم آشنا نیست

 

چه بهتر که از شکوه خاموش باشم

 

چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر

 

که از یاد یاران فراموش باشم.

 

———————————-

 

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،

 

آدمی را همواره در پی گم شده اش،

 

ملتهبانه به هر سو می کشاند

 

———————————

 

مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:









تاريخ : پنج شنبه 11 اسفند 1390برچسب:,
ارسال توسط میلاد م